راههایی برای نجات از سحر و جادو!


 

 

به نظر شما چرا خدا از بین شرور که به صورت کلی بیان می کند، در سوره فلق فقط این سه تا شر را انتخاب کرده است؟ تاریکی، سحر و حسود؟ مگه اینها چه خصوصیت مشترکی دارند؟

 


 

سوره فلق

 

«قل اعوذ برب الفلق» بگو پناه می برم به پروردگار سپیده دم (اعوذ یعنی پناه بردن از شئی هراسناک به موجودی نیرومند برای دفع شر)

«من شر ما خلق» از شر آنچه که آفریده است

«و من شر غاسق اذا وقب» از شر تاریکی آنگاه که فراگیر شود.

«و من شر نففثت فی العقد» و از شر زنان جادوگر که به هنگام افسون کردن مردمان در گره های جادو سخت می دمند .

«و من شر حاسد اذا حسد» و از شر هر حسود آنگاه که حسد می ورزد.

 

مگر خداوند شر آفریده است؟

حضرت معشوق می فرماید: «من شر ما خلق» مگر خداوند شر آفریده است؟

خداوند در این سوره می فرماید: آنچه من آفریده ام که البته خلق آنها و دارای وجود شدن آنها خیر است اما بعضی از اوقات این خیرات آفریده شده با اختیار خود شر ایجاد می کنند و خدا طبق سنت خود که بنا دارد به انسان ها اختیار بدهد تا خود انتخاب کنند جلوی شر آنها را نمی گیرد اما به ما راهکار ارائه می دهد که چگونه با این شرور می توانیم مقابله کنیم و این راهکار همان پناه بردن به خالق آنهاست که مسلما کسی که می تواند شر آنها را از بین ببرد خالق آنهاست که به همه ابعاد وجودی شما و آنها آگاه است.

خداوند اسباب فراوانی برای امان بخشیدن به انسان ها از شر آفریده ها تدارک دیده، به عنوان مثال، خانه ای که در آن زندگی می کنیم وسایلی که توسط آن خطرات را پیش بینی می کنیم. در زمان حاضر و هر چه پیش می رویم این وسایل را بیشتر پیش بینی می کنیم (ترمز ای بی اس، انرژی اتمی، دارو های رفع بیماری و...)

گاهی وجود همین اسباب و وسائل، مانند حجابی بر یک واقعیت ما را از ناتوانی خود در محافظت از خویشتن غافل می سازد، که بشر در این شرایط به حدی می رسد که مانند فیلسوف آلمانی " نیچه " به طور رسمی اعلام می دارد: خدا مرده است.

این سوره به ما می فرماید که هر مقدار پیشرفت داشته باشیم ، باز هم برای دفع کوچکترین این شرور به توسل به خدا نیازمندیم.

ادامه نوشته

سیمای معنوی پیامبر در قرآن

خداوند متعال انسان را آفرید و به او اختیار داد و راه خیر و شر را نیز به او نمایاند تا هر راهی را که خواست انتخاب کند; راه کمال را بپوید و برتر از ملائک شود، یا راه پستی و رذالت را در پیش گیرد و از حیوان پست تر شود: «کاالانعام بل هم اضل سبیلا (1) » اهمیت راه خیر و تهذیب نفس را نیز گوشزد کرد و فرمود: قد افلح من زکیها (2) و همچنین فرمود: «یزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة » (3) دانشمندان علم تفسیر گفته اند: این که در آیه شریفه، تزکیه بر علم مقدم شده است، نشانگر اهمیت والای تزکیه و خودسازی است .

تزکیه نیز راه های مختلفی دارد، چنان چه گفته اند: «الطریق الی الله بعدد انفاس الخلائق » (4)
انفاس جمع نفس می باشد و نفوس، جمع نفس; بنابراین معنای روایت چنین می شود: راههای منتهی به الله به تعداد نفس های بندگان خداست; یعنی درهرلحظه می توان راهی به سوی خدای متعال داشت .
اماازمیان راه ها کدام یک کامل تر وبهتر است؟

ادامه نوشته

تصویر خارق العاده از پیوند آسمان و زمین در افق

 
 
تصویر خارق العاده از پیوند آسمان و زمین در افق
 
 
 
أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ (30 انبیاء) «رتق‏»به معنای‏«به‏هم پیوسته‏»و«فتق‏»به معنای‏«از هم گسسته‏»است.در این آیه آمده است که‏آسمان‏ها و زمین به هم پیوسته بوده‏اند و سپس از هم گسسته شدند. مفسران در این پیوسته بودن و گسسته شدن زمین و آسمان‏ها اختلاف نظرداشته‏اند.بیش‏تر بر این نظر بوده‏اند که مقصود از به هم پیوستگی و گسسته شدن،همان گشوده شدن درهای آسمان و ریزش باران است. تفسیر دیگری در این باره شده که آسمان‏ها و زمین ابتدا به هم پیوسته بودندسپس از هم جدا گشته و به این صورت در آمده‏اند.
ادامه نوشته