شايد براي برخي ها اين امرغيرمنطقي و نابخردانه باشد كه انسان يا جامعه اي يا كشوري با ملتي يا نظام سياسي دشمني ورزد و به هيچ وجه حاضر به كنار آمدن با آن يا مذاكره و گفت وگو و معامله با آن نشود. به نظر مي رسد كه چنين رفتار و رويه اي به دور از عقلانيت و انسانيت باشد؛ چرا كه هرگز دشمني و كينه جويي نمي تواند پايدار باشد و در نهايت روزي بايد اين جنگ و دشمني به صلح بينجامد و دشمنان بر ميز مذاكره نشسته و از در صلح و سازش وارد شوند و دشمني را به دوستي تبديل كنند.


اما به نظر مي رسد كه سياست هاي اسلامي و انديشه سياسي اسلام رويه اي را در پيش گرفته است كه جنگ و جهاد را در آن پاياني نيست. اين دشمني نسبت به كافران و مشركان بلكه حتي اهل كتاب در آيات قرآن به گونه اي بيان شده است كه گويي پاياني بر آن نيست.
در جهان امروز همين سياست با خاستگاه آموزه هاي وحياني قرآن، بيش از سي سال است كه ميان ايران و آمريكا و اسرائيل دشمني افكنده است. بگونه اي كه امكان پاياني براي اين جنگ سرد و گرم و نرم و سخت متصور نيست.
پرسش نويسنده در اين مطلب، چرايي اين دشمني است و اينكه آيا مي توان ميان ايران اسلامي با رهبري ولايت فقيه و آمريكا و اسرائيل صلح و سازشي را متصور شد؟ مقاله حاضر به تفصيل به اين پرسش براساس آيات قرآن پاسخ مي دهد.